نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خط آزادی پریشان می نماید در نظر

جان گرفتاری که جانان می نماید در نظر

فرق نتوان کرد زیر تیغ سر از پای من

سینه سامان دل گریبان می نماید در نظر

از خط سبزی چمن پیرای صحرا گشته ایم

گرد من یک دسته ریحان می نماید در نظر

داد حسرت می دهم یاد نگاهت می کنم

بزم عیشم نرگسستان می نماید در نظر

می کشم ساغر ز دلتنگی حلالم باد اسیر

گلشنی دارم که زندان می نماید در نظر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عاشقانه و احساسات عمیق در نظریات و دیدگاه‌ها است. شاعر به توصیف زیبایی‌های محبوب و عواطف مرتبط با آن می‌پردازد. خطوط آزادی و وقوف به معانی خاص در آن احساسات، از جمله دلتنگی و حسرت، را نشان می‌دهد. شاعر به تضادهای زندگی و عشق نیز اشاره می‌کند و در نهایت، زندانی بودن احساسات و زیبایی‌های اطراف را با تصویری از گلشن و گل‌ها به تصویر می‌کشد. در کل، شعر فضایی از عشق، دلتنگی و زیبایی را ترسیم می‌کند.