شمارهٔ ۶۷۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای برای دلم سراپا ناز
نیم ناز تو را هزار نیاز
رشته های امید زود گسل
عمر کوته کند امید دراز
سیر در عالم گرفتاری است
با قفس می کنیم ما پرواز
دل من با خیال رخسارت
گلشن راز و معنی اعجاز
با دل ما چه مدعا دارد
چون نپرسی زغمزه غماز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و longing (دلتنگی) صحبت میکند. شاعر به زیبایی معشوقش اشاره میکند و از نیازهای خود به او میگوید. او میگوید که امیدش به عشق ممکن است به خاطر مشکلات و گرفتاریها زودگسل و کوتاهمدت باشد. دل شاعر با یاد و خیال معشوقش زندگی میکند و این عشق برای او مانند یک راز و معجزه است. در نهایت، از این میپرسد که اگر معشوق از دلش خبر نداشته باشد، چه چیزی را میتواند درک کند.