شمارهٔ ۸۶۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
به طوفان اشکی به غوغای آهی
به غارت دهم محشری از نگاهی
ز دام عدم می کند رم نگاهم
چها می کند چشم او از نگاهی
به حق تمنا به جان تماشا
ندارم گناهی ندارم گناهی
چو دستی گریبان تقصیر گیرد
من و دامن خجلت عذرخواهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و نگاهی دلبر اشاره دارد. شاعر از طوفان اشک و آههایی که از دلش برمیخیزد سخن میگوید و به قدرت نگاه معشوقش اشاره میکند که باعث تلاطم در روح او میشود. او از احساس گناه و عذرخواهی صحبت میکند و تلاش میکند از دام ناشی از این احساسات رها شود. در کل، شعر به زیبایی و درد عشق و تأثیر نگاهی عمیق میپردازد.