نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مستی سراسر سفر ناز می روی

خوش می روی و گوش بر آواز می روی

چون نیت درست به جایی نمی روی

دل بسته ای به میکده راز می روی

تا لب گشوده ایم غزلخوان رسیده ای

همچون نوا به کوچه آواز می روی

عالم گل نیاز تو باشند چیدنی است

ناز تو می رسد که به شیراز می روی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت سفر ناز و خوش‌رویی اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگر نیت درستی ندارد، به جایی نمی‌رسد و دلش به میکده‌ای (محل تجمع عاشقان) بسته است. با بیان اینکه از غزل‌خوانی و نوا در کوچه‌ها لذت می‌برد، به نوعی از غم و شادی عشق و نیازهای عاشقانه خود صحبت می‌کند. در نهایت، اشاره به زیبایی و ناز او دارد که همچون گل در شیراز است.