شمارهٔ ۱۰۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دمید سبزه دگر عید انتعاش من است
حریر سایه گل فرش خوش قماش من است
شکفت از او گل صدبرگ چون ستاره صبح
مگر نسیم سحر آه دلخراش من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جشن و عید بهار و زیبایی طبیعت میپردازد. دمیدن سبزه و شکفتن گل ها نشانهی شادی و تازگی است. شاعر از حریر سایه گل به عنوان نماد زیبایی و خوشقماش بودن یاد میکند و اشاره دارد که نسیم صبحگاه موجب بیداری و نشاط اوست، هرچند حسی دلخراش در آن وجود دارد. این احساس ممکن است به یادآوری یا دلتنگی اشاره داشته باشد.