شمارهٔ ۱۱۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا همتم به راه طلب پا نهاده است
پا بر سر هزار تمنا نهاده است
مجنون ندیده بالش راحت به خواب هم
گاهی سری به دامن صحرا نهاده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از همت و تلاش برای رسیدن به خواستهها و آرزوها صحبت میکند. او اشاره میکند که حتی مجنون، که نماد عشق و دلدادگی است، در آرامش و خواب راحت نیست و به دنبال معشوق خود در دامن صحرا میگردد. این نشاندهندهی فداکاری و تلاش بیپایان برای دستیابی به آنچه که در دل داریم است.