نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ضعف بازوی من کمان من است

دل جان سخت من نشان من است

می خورد خون دل ولی شب و روز

قسم ته دلیش جان من است؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ضعف و ناتوانی‌های خود اشاره می‌کند که مانند کمانش به او آسیب می‌زند. او همچنین از قوت دل و اراده‌اش یاد می‌کند که نشانی از استقامت و پایداری اوست. علیرغم درد و رنجی که تحمل می‌کند، عشق و صداقت دلش را دلیل زندگی‌اش می‌داند.