شمارهٔ ۱۰۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز جلوه تو زمین چون نگار رنگین است
به خاطری که تو باشی غبار رنگین است
گل از تپانچه برت سرخ رو کند خود را
ز خون خویش رخ شرمسار رنگین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به زیبایی و تأثیر جلوههای الهی اشاره میکند. زمین به خاطر وجود او همچون نگارهای رنگین و زیبا است. همچنین، گلها از زیبایی او شرمندهاند و خود را به رنگ خونی شاداب نشان میدهند. به طور کلی، این اشعار از زیبایی، عشق و تأثیر وجود معشوق در طبیعت سخن میگوید.