شمارهٔ ۱۳۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
طراوت چمن از خون دل فشانیهاست
بهار عشرت ایام دل جوانیهاست
زبان نفهم وفایی چه می توان کردن
بهوش باش که در پرده همزبانیهاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و تازگی زندگی و عشق اشاره دارد. طراوت و شادابی چمن به تلاشها و فداکاریها مربوط میشود و بهار نمادی از خوشیهای جوانی است. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که زبان ندانمند نمیتواند به درستی وفا و دوستی را بیان کند و باید مراقب بود که در دل و زبان یکسانی وجود داشته باشد.