نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شمع و چراغ مجلس مستان می و نی است

جام و کدوی باده پرستان جم و کی است

گو با دو دست پاس سر خود نگاه دار

چون عینک آنکه چشم حسودیش در پی است

مردانه گر ز وادی سر بگذرد کسی

هر نقش پای همت او حاتم طی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف فضایی شاد و سرمست از شادی و می‌پردازد. شمع و چراغ نشانه‌های لذت از نوشیدن شراب و موسیقی هستند و اشاره به جمع دوستانه‌ی باده‌نوشان دارد. شاعر به مخاطب می‌گوید که باید مراقب خود باشد و از حسادت دیگران دوری کند. همچنین، اگر کسی توانایی عبور از چالش‌ها را داشته باشد، همانند حاتم طایی، شخصیتی بزرگ و مفتخر خواهد بود.