شمارهٔ ۱۳۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آهم ز لخت دل فلک گل ستاره ای است
حیرانیم بهار بهشت نظاره ای است
دیوانه دلی که به صحرا دویده باز
هر اختری چو دانه زنجیر پاره ای است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و شگفتی های آسمان و طبیعت اشاره میکند. او از احساسات خود نسبت به زیبایی ستارگان و بهار بهشت سخن میگوید و به حال دیوانهوار یک دل عاشق که به دشت میدود، اشاره میکند. هر ستاره همچون دانهای از زنجیر گسسته است که نشاندهنده آزادی و زیبایی دنیای طبیعی است.