نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در حقیقت عاشق و معشوق را دل‌ها یکی است

شیشه را از روی نسبت اصل با خارا یکی است

هست شام هجر ما آیینه صبح وصال

نور و ظلمت پیش چشم مردم دانا یکی است

ناوکش چون بر دلی آید ز صد دل خون چکد

عالمی را در گرفتاری ز بس دل‌ها یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر این است که عاشق و معشوق در حقیقت یک دل دارند و ارتباط عمیقی میان آن‌ها وجود دارد. همچنین، با مثالی از شیشه و خارا، نشان می‌دهد که ظاهر ممکن است متفاوت باشد اما اصل آن‌ها یکی است. هجران و وصال نیز دو روی یک سکه هستند و در چشم انسان‌های دانا یکی به حساب می‌آیند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که آسیب و درد دل‌ها بر یکدیگر تأثیر می‌گذارد و در واقع همه دل‌ها به هم مرتبط هستند.