شمارهٔ ۱۴۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دامان فتنه گل به میان سخن شکست
دریاب توبه را که خمار چمن شکست
از بوی نافه خون دلم جوش می زند
از خوی طره که دماغ ختن شکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره شکست و اندوه در نتیجه فتنهها و غمهای عشق است. شاعر به توبه و طلب بخشش اشاره میکند و از درد و خونریزی دلش سخن میگوید. همچنین، او زیبایی و لطافت عشق را با وجود شکستها و ناامیدیها به تصویر میکشد.