شمارهٔ ۱۴۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عالم شکار فتنه چشم سیاه اوست
هر جا که می روم سر تیر نگاه اوست
سرهای غنچه بسته به فتراک نو بهار
صیاد ما که سایه گل دامگاه اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت چشمهای یک معشوق میپردازد. شاعر احساس میکند که در هر کجا که میرود، نگاه معشوق او را دنبال میکند و این نگاه همچون تیر، به دلش اصابت میکند. او همچنین به زیباییهای بهار و نشانههای آن اشاره میکند، و صیاد را به عنوان نمادی از عشق معرفی میکند که گلها را در دام خود گیر میاندازد. در کل، شعر به نمادپردازی و احساس عاشقانه اشاره دارد.