نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گلشن تویی بهار شکفتن به کام کیست

شمشاد بنده تو رعونت غلام کیست

بی جلوه خوشخرامی و بی خنده خوش نمک

سرو و گل از تو بلبل و قمری به دام کیست

مستی ندیده ام که سراغی نکره ام

یاران طلسم توبه شکستن به نام کیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها به زیبایی و عشق اشاره دارد و از شخصی می‌پرسد که در بهار و شکوفایی به چه کسی تعلق دارد. او از فقدان جلوه و شیرینی در زیبایی‌ها شکایت می‌کند و می‌پرسد که بی‌وجود او، سرو و گل و پرندگان چه مفهومی دارند. در پایان نیز درباره مستی و عشق صحبت می‌کند و می‌پرسد که این حالت شگفت‌انگیز در کدام دوست یا محبوب وجود دارد که توبه را می‌شکست.