شمارهٔ ۱۵۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دوری گل بال مرغان قفس را عار نیست
بینوایی همت بی دسترسی را عار نیست
دل کمان زور مطلب های عالم را شکست
گر کشد آهسته تر گاهی نفس را عار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان این نکته میپردازد که برخی از محدودیتها و ناکامیها در زندگی عیب و نقص نیست. مرغی که در قفس است، دوری از گل را عار نمیداند و بینوایی که همت بالایی دارد اما به موفقیتهای بزرگ دست نمییابد، نیز عار نمیکند. همچنین، دل آدمی هرچند زخم خورده باشد، اگر به آرامی نفس بکشد، عیبی ندارد. در واقع، این شعر تاکید دارد بر اینکه پذیرش شرایط و عدم دسترسی به خواستهها، ننگ نیست و باید با صبر و امید زندگی کرد.