شمارهٔ ۱۵۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دل ما سوخت دود گلخن کیست
پر ز خون شد بهار گلشن کیست
آه بلبل چراغ خلوت ما
نکهت گل نسیم دامن کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وضعیت غمانگیز و سوختگی دل اشاره دارد. شاعر از درد و رنج ناشی از فقدان و جدایی سخن میگوید و به بررسی احساساتش در محیطی خالی و تاریک میپردازد. بلبل به عنوان نماد عشق و زیبایی، آوای خود را در این خلوت سر میدهد و در جستجوی گل و نسیم خوشبو است. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق و تأثرات ناشی از جدایی و نبودن زیباییها در زندگی است.