نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

منزل آوارگی شأن نشان ما نداشت

ذره تا خورشید مغز استخوان ما نداشت

تا ستون می ساخت بازوی تپیدن می شکست

نا توانیهای دل زور کمان ما نداشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس آوارگی و فقدان هویت اشاره دارد. شاعر به این نکته می‌پردازد که در شرایط سخت و نبود امید، حتی ذره‌ای از قدرت و نور برای آنها وجود ندارد. تلاش‌ها و ساختن چیزهای جدید به شکست منجر می‌شود و دلایل ناتوانی در آنها احساس می‌شود. به طور کلی، موضوع اصلی شعر عدم توانایی و ناامیدی در مواجهه با مشکلات است.