شمارهٔ ۱۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلیل بادیه دیوانگی بس است مرا
همین نشانه فرزانگی بس است مرا
ز خویشتن به دیار جنون گریزانم
که آشنایی بیگانگی بس است مرا
کجاست غم که کشد رخت من به کوی جنون
به عقل نسبت همخانگی بس است مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان دلایل دیوانگی و جنون خود میپردازد. او میگوید که نشانههای فرزانگی و آگاهی برای او کافی است و از خود به دیار جنون فرار میکند، زیرا آشنایی با دیوانگی برای او کافی است. همچنین به غم اشاره میکند که او را به دنیای جنون میکشاند و میگوید که داشتن عقل، خود به تنهایی برای زندگی مشترک کافی نیست.