شمارهٔ ۱۷۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل که عمری داشت در خاطر تمنای خطت
عاقبت دیوانه اش دیدم ز سودای خطت
فتنه شوخ است آیه تمکین نمی داند که چیست
حسن بی پروا ندارد هیچ پروای خطت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و زیبایی خط معشوق است. شاعر میگوید که دلش سالها در آرزوی خط زیبای معشوقش بوده و حالا از شدت عشق دیوانه شده است. او به فتنه و زیبایی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که زیبایی معشوق هیچ نگرانیای ندارد و به راحتی خود را به نمایش میگذارد.