نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

رخ تو نسخه خوبی زلاله زار گرفت

کلید گلشن حسن از کف بهار گرفت

شکسته است دلم را غم زمانه چنان

که آرزو نتواند در او قرار گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به زیبایی و زلالی صورت محبوبش اشاره می‌کند که مانند نسخه‌ای خوب از لطافت و زیبایی است. همچنین، به دردی که دلش به خاطر غم‌های زندگی تحمل می‌کند، اشاره می‌کند، به‌گونه‌ای که دیگر هیچ آرزویی نمی‌تواند در دلش آرامش بیاورد.