نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو گل بر غنچه می خندد دهانت

زند سیلی به نسرین ارغوانت

ز باریکی حدیثی در میان بود

به یاد آمد مرا موی میانت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت گل و غنچه اشاره می‌کند و لبخند گل را نمادی از زیبایی می‌داند. او همچنین از سیلی که به نسرین ارغوانی می‌زند یاد می‌کند. در پایان، از یادآوری موی معشوقه‌اش سخن می‌گوید که این موضوع به لطافت و ظرافت عشق مربوط می‌شود.