شمارهٔ ۱۸۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی مرا به باده بیغش چه احتیاج
مهر توام نواخت به آتش چه احتیاج
در کار نیست قوت بازو به صید ما
آنجا که جذبه هست کشاکش چه احتیاج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر نیاز نداشتن شاعر به چیزهای دنیوی و مادی است. او به ساقی میگوید که نیازی به شراب بیغل و غش ندارد، چون مهر محبوبش به او عطوفت و آرامش میدهد. همچنین اشاره میکند که در جایی که عشق و جذبه وجود دارد، نیازی به تلاش و کشمکش برای دستیابی به محبوب نیست.