نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نیست در سر هوس جوش خریدار مرا

می گدازد چه کنم گرمی بازار مرا

در بهاری که گلش رنگ حیا داشته است

باغبان است ندیده است به گلزار مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساس می‌کند که هیچ‌کس به خواسته‌های او توجهی ندارد و در این حال، دلش برای حیات و زیبایی‌های زندگی می‌تپد. او از گرمای بازار و شوق خرید می‌سوزد، اما این شوق به فراموشی سپرده شده است. همچنین، در بهاری که گل‌ها شکوفا شده‌اند و به زیبایی‌ها اشاره دارد، باغبان از زیبایی‌های باغ او غافل است و این غفلت برای شاعر دردآور است.