شمارهٔ ۲۱۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یار با ما سر وفا دارد
نگهش رنگ آشنا دارد
هر چه بینم ز دوست خالی نیست
چقدرها زمین صفا دارد
بخت اگر یار من شود بینم
چشم او رو به سوی ما دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات درباره وفاداری یار و آشنایی نگاه او صحبت میکند. او بیان میکند که هر چیزی که میبیند، از محبت دوست خالی نیست و زمین پر از صفا و زیبایی است. همچنین، اگر بخت به او روی کند، چشم یار به او توجه دارد.