شمارهٔ ۲۳۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نیاز عشق پیش از آشتی رنجیدنی دارد
دلی دارم که در هر دیدنی وادیدنی دارد
عجب گل چیدنی دارد بهار سینه صافیها
بهار سینه صافیها عجب گل چیدنی دارد
زخاکم لاله می روید ز اشکم غنچه می خندد
تماشاگاه وحدت خوشنما خندیدنی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره نیاز عشق و احساسات عمیق انسانی است. شاعر به زیبایی و رنجهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که دل او در هر دیدار و وداعی دچار هیجان و درد میشود. همچنین به بهار و گلها به عنوان نماد زیبایی و طراوت اشاره دارد و از خاک و اشک به عنوان منابعی که زندگی و شادی را به وجود میآورند یاد میکند. در نهایت، تماشاگاه وحدت را به عنوان جایی خوشنما و پر از شادی معرفی میکند.