شمارهٔ ۲۳۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
زبان ناصح اگر زهر قاتلی دارد
جنون کامل ما دست قابلی دارد
ز دیر و صومعه پیش از اراده می گذریم
وجود ناقص ما شوق کاملی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به بیان تضادهای موجود در وجود انسان میپردازد. شاعر از زبان به عنوان وسیلهای که ممکن است زهرآگین باشد یاد میکند، در حالی که جنون و عشق او توانایی خاصی دارد. همچنین اشاره میکند که انسان در مسیر معنوی خود بدون وابستگی به مکانهای مذهبی مثل دیر و صومعه، از نقص خود عبور میکند و به شوق و کمال میرسد. در واقع، شاعر به کشف یک حالت آرمانی در وجود ناقص انسان اشاره دارد.