شمارهٔ ۲۴۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز چشم فتنهات محشر غم پنهانییی دارد
به ذوق جلوهات افلاک پر افشانییی دارد
چه سازم شیوه خونریزی از یاد نگاهش رفت
مگر از چشم مستی سرمه حیرانییی دارد
دل ما دست از دامان مژگان نخواهد داشت
نظر از چشم او میخواهد و قربانییی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به تأثیر عمیق و غمانگیز عشق و نگاه معشوق میپردازد. او به زیبایی و جلوههای معشوق اشاره میکند که دنیا را پر از شکوه میسازد. شاعر از احساسات دردناک و مشکلی که از یاد معشوق به وجود آمده، سخن میگوید و نشان میدهد که دلش نمیتواند از عشق او جدا شود و فقط به نگاهش وابسته است. در کل، این اشعار حاکی از شدت عشق و افسوس ناشی از دوری از محبوب است.