شمارهٔ ۲۴۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
گرفتم او گذاری بر سر بیمار میآرد
کجا دل طاقت حیرانی دیدار میآرد
ز راز دل حجاب عشق میبندد زبانم را
ترحم با منش هرگاه در گفتار میآرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به احساسات و دشواریهای ناشی از عشق و دیدار محبوب میپردازد. او از تحمل بیماری خود و همچنین مشکلات گفت و گو در عشق سخن میگوید. زبانش نیازی به توضیح احساساتش دارد ولی به علت حجابی که عشق به دلش میزند، ناتوان از بیان آن است. ترحم و محبت نیز گاهی در کلام او نمایان میشود.