شمارهٔ ۲۷۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سرو از چمنت پای به زنجیر برآید
آزادی ما تا چقدر دیر برآید
رنجش به گشایش مده آن دست و کمان را
تیر تو چو مو از تن نخجیر برآید
جای اثر ساز وفا سینه خراشی است
کز تار نفس ناله زنجیر برآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس اسیری و longing برای آزادی است. شاعر با تشبیه سرو به آزادی و زنجیر به دلتنگی، میگوید که تا کی این آزادی به تأخیر خواهد افتاد. او همچنین به رنجهایی که انسان احساس میکند اشاره میکند و نسبت به عاقبتی که از این رنجها به وجود میآید، هشدار میدهد. به طور کلی، شعر حس ناامیدی و آرزوی آزادی را به خوبی منتقل میکند.