نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کرده ام از غیر خیال دوست خالی سینه را

از غبار آرزو شستم دل بی کینه را

آسمان را دل ز رشک عشرتم خالی نشد

تا نزد بر شیشه ام سنگ شب آدینه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خالی بودن دل خود از خیال دوست صحبت می‌کند و اشاره می‌کند که از غبار آرزوها، دلش را پاک کرده است. همچنین، او بیان می‌کند که آسمان از حسادت به زندگی شادش خالی نیست و این حسد با سنگی که به شیشه‌اش پرتاب شده، تشبیه شده است. در کل، شعر نشان‌دهنده تنهایی و غم شاعر و تأثیر اراده و حسادت بر زندگی اوست.