شمارهٔ ۲۸۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شبنم اشکی به دل دارم ثمرها بیشتر
یا ربی دارم به لب جوش اثرها بیشتر
خوشنوا سازی به دست روزگار افتاده است
شوخی عیش پدرها از پسرها بیشتر
چون نباشم محرم عالم که کارم با دل است
بیخبر دیوانه ای دارم خبرها بیشتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار از احساسات عمیق خود سخن میگوید. او به دلتنگی و عشق اشاره میکند و احساس میکند که تجربهها و آثار زندگی او بیشتر از آن چیزی است که به چشمان دیگران میآید. او به تأثیر روزگار بر زندگی و خوشیها اشاره کرده و در نهایت، از تنهایی و دیوانگی خود صحبت میکند که از دیگران دور است و در درون خود بیشتر از هر چیزی خبرها و احساسات نهفته دارد.