شمارهٔ ۲۸۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر دل رمیده شد سفر چاک بیشتر
گر سر بریده شد خم فتراک بیشتر
شرمندگی ز کینه احباب می کشم
یک پرده مهربانی افلاک بیشتر
حیرانیم به کعبه نظاره می برد
آیینه تو شد نظر پاک بیشتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حالتی عاطفی و روحانی میپردازد. شاعر از دل شکستگی و احساسات پیچیدهاش سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر روابط انسانی و احساساتش نسبت به اطرافیانش قرار دارد. او به جستجوی محبت و مهربانی در عالم هستی میباشد و در عین حال از شرمندگی و کینه نیز میسوزد. وجود عنایت و پاکی را در آینه دلش مشاهده میکند و به سمت کعبه به عنوان نماد عشق و ایمان حرکت میکند. بهطور کلی، شعر تجلیگر جستجوی معنوی و احساسات عمیق انسانی است.