شمارهٔ ۲۹۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون نگه حیرت پرست یک تماشا بوده ام
در طلسم یک تغافل بوده ام تا بوده ام
خانه زاد اضطراب دیگر است آرام من
قطره ام اما ز نزدیکان دریا بوده ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس حیرت و حیرانی گوینده است. او به این نکته اشاره دارد که در طول زندگی خود در دنیایی از غفلت و بیتوجهی به سر برده و در عین حال اضطراب او را از آرامش دور کرده است. همچنین، او خود را در مقیاس کوچک (قطره) اما بهنحو عمیق و عاطفی با دنیای وسیعتر (دریا) مرتبط میداند. این مضامین به درگیریهای درونی و ارتباطات انسانی اشاره دارد.