نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۵ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باش

طره هر موج دریا گو خم فتراک باش

کعبه مقصود خواهی خاکساری پیشه کن

همچو نقش پا در این ره دلنشین خاک باش

بی جراحت سینه آیینه از بی جوهری است

بهر زخم تیغ چون گوهر گریبان چاک باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت humble بودن و خاکساری اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگر می‌خواهی آبرو داشته باشی، باید مانند خاشاک در گمراهی باشی و در مسیر زندگی، در برابر چالش‌ها مانند نقش پا در خاک باقی بمانی. همچنین، تأکید می‌کند که بدون تجربه درد و زخم، مانند آیینه‌ای بی‌جوهری خواهی بود، و برای دستیابی به ارزش‌های عمیق، باید با زخم‌های زندگی آشنا شوی. به‌طور کلی، این شعر به مفهوم تواضع و یادگیری از تجربیات زندگی اشاره دارد.