شمارهٔ ۳۱۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نیم گلچین که از مرغ چمن یا باغبان ترسم
نسیم بی نیازم کی ز منع این و آن ترسم
بود با شیوه هر مهربان منت فروشیها
همه از دشمنان ترسند و من از دوستان ترسم
اسیر از بیزبانی باشدم در سینه صافی تیغ
چرا بیهوده از شمشیر کین دشمنان ترسم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از احساس ترس و تردید خویش میگوید. او به خاطر زیبایی و لطافت زندگی، به مرغ چمن یا باغبان اشاره میکند و از نسیم آزاد و بینیاز صحبت میکند. او از اینکه با مهربانان درگیر میشود و متوجه میشود که بیشتر از دشمنانش، از دوستانش میترسد. همچنین، از درد و رنجی که در سینهاش احساس میکند، صحبت میکند و بیان میکند که چرا باید از شمشیر دشمنان بترسد در حالی که در دلش بیصداست. در کل، شعر به نوعی تضاد بین ترس از دوستان و دشمنان را به تصویر میکشد.