نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۵ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون غبار آیینه دار آن سیه پیراهنم

کز جنون عشق دایم با گریبان دشمنم

مسکن من در سواد اعظم خاکستر است

همچو اخگر خانه زاد دودمان گلخنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از غبار و تیرگی لباسش صحبت می‌کند که نشانه‌ای از عشق دیوانه‌وارش است. او خود را در شرایطی دشوار و خاکسترگونه می‌بیند، به گونه‌ای که زندگی‌اش مانند دودی در حال زوال و نابودی است. این تصویر نشان‌دهنده‌ی احساس ناامیدی و درد در عشق است.