شمارهٔ ۳۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به عالمی ندهم ذوق می پرستی را
شکسته دل نکنم گریه های مستی را
به کوی عشق ز بس صاحب اعتبار شدیم
به ما سپرد غم اسباب تنگدستی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و ذوق میپرستی سخن میگوید و بیان میکند که نمیخواهد دل کسی را بشکند یا در برابر گریههای عاشقانه کمتوجهی کند. او از تجربیاتش در کوی عشق میگوید و به این نکته اشاره میکند که در اثر عشق، دچار غم و تنگدستی شدهاند.