نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما

کو خراجی تا کند بار دگر تعمیر ما

در بیابان جنون خضریم کز سودای عشق

موج آب زندگی شد حلقه زنجیر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساس دلشکستگی و غم خود سخن می‌گوید. او به دنبال کسی است که بتواند به زندگی‌اش رنگ و تعمیر ببخشد. همچنین، او به تأثیر عشق بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق مانند حلقه‌ای زنجیر کننده، او را در دنیایی از جنون و آرزوها قرار داده است.