نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گل غم داغ جنون سوخته تا بر سر ما

تشنه خون تمناست لب ساغر ما

گرمی عشق و سیه بختی و دلسوختگی

می توان دید در آیینه خاکستر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به احساسات عمیق و دردناک عشق و فقدان اشاره دارند. شاعر از غم و داغی صحبت می‌کند که بر دوش او سنگینی می‌کند و به تشنگی برای عشق و تمنا اشاره دارد. همچنین، او به پیوندی میان گرمای عشق و ستم‌گری سرنوشت اشاره می‌کند که در نهایت به ویرانی و خاکستر تبدیل شده است. در مجموع، این اشعار نمایانگر کشمکش‌های عاطفی و اندوه ناشی از عشق غیرممکن یا ناکام است.