شمارهٔ ۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز سیر قدر بهار و خزان شود پیدا
ز خار و گل هنر باغبان شود پیدا
کسی که زهر نخورده است شهد نشناسد
ز دشمنان مزه دوستان شود پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به این نکته اشاره دارند که تغییرات و زیباییهای طبیعت (بهار و خزان) و همچنین حضور خار و گل در باغ، نشاندهنده هنر و توانایی باغبان است. همچنین، تشخیص خوبیها و خوشیها تنها در مواجهه با سختیها و دردها ممکن میشود؛ بهعبارتی، کسی که زهر را نچشیده باشد، نمیتواند طعم شیرینیها را درک کند. این اشعار اهمیت تجربه و شناخت نسبت به دوگانگیها و تقابلها را بیان میکند.