نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سینه صافند به هم عاقل و دیوانه ما

زهد و مستی دو حبابند ز پیمانه ما

خشت این غمکده نقشی ز خرابی دارد

جلوه سیل غباری است ز ویرانه ما

از خیال لب لعل تو به شور آمده ایم

خنده گل نمک گریه مستانه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تشابهات و تضادهای موجود در زندگی اشاره می‌کند. سینه‌های صاف نشان‌دهنده افراد عاقل و دیوانه است که در یک جامعه قرار دارند. زهد و مستی، به عنوان دو حالتی که ممکن است انسان‌ها تجربه کنند، به هم پیوند خورده‌اند. غمکده یا مکان غم، نمایانگر ویرانی است که نشان‌دهنده غم و درد در زندگی است. عشق و اشتیاق به معشوق، با یادآوری لب لعل او، شاعر را به شور و هیجان می‌اندازد. همچنین، خنده گل و نمک، نمایانگر زیبایی و دردهای عاشقانه است. در کل، این شعر تصویری از عشق، غم و شادی را به تصویر می‌کشد.