نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نظاره خطش از هوش می برد ما را

به سیر باغ بناگوش می برد ما را

چه اوجها که گرفتیم تا غبار شدیم

نسیم کوی تو بر دوش می برد ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت نگاه معشوق اشاره می‌کند که همگان را مجذوب می‌کند. او به حیرت و شگفتی‌ای که ناشی از آن نگاه است، پرداخته و به یادآوری لحظات زیبا و عاشقانه در باغ دلنشین اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که عشق به معشوق آن‌ها را به سفر و دنیای جدیدی می‌برد.