شمارهٔ ۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
جنون دانسته گستاخ تماشا میکند ما را
که میداند حجاب عشق رسوا میکند ما را
به ذوق بیخودی با بوی گل برگ سفر داریم
نیاید گر بهار از پی که پیدا میکند ما را
اگر دل زیر بار غم نباشد بیم رسوایی است
سبکروحی خجل از کوه و صحرا میکند ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد دل شاعر میپردازد. او از جنون عشق سخن میگوید که میداند حجاب عشق او را رسوا میکند. شاعر به شادی و بیخیالی در عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر بهار نرسد، عشق او را روشن و آشکار میکند. همچنین، بیان میکند که اگر دل از غم رنج نبرد، همچنان باید از رسوایی ترسید و این حس سبکی روح او را شرمنده میکند.