شمارهٔ ۶۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر طرف فتنه ای از گرد سواری برخاست
مژده ای دیده که از دور غباری برخاست
تو به خونریزی و ما از پی تسلیم شدن
هر که را دست و دلی بود به کاری برخاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شاعر به وقوع یک فتنه و آشفتگی اشاره میکند که از هر سو سر بر میآورد. او از خوشحالی به نشانهای از دور مینگرد. همچنین، به تفاوت بین دو دسته از افراد اشاره میکند: گروهی که به خونریزی و جنگ میپردازند و گروهی دیگر که به دنبال تسلیم و آرامش هستند. در نهایت، هر کسی که به یک عمل مهم دعوت شده، خود را به کارآیی میرساند.