شمارهٔ ۸۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خار وگل از هوای تو دمساز آتش است
نازی که می کشیم همین ناز آتش است
در فتنه هیچکس به خموشی نمی رسد
راز نگفته شوخ تر از راز آتش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی رابطه میان عشق و آتش را بیان میکند. "خار و گل" نماد دشواریها و زیباییهای عشق است، و "ناز آتش" به جذابیت و خطرات آن اشاره دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در شرایط پرهیجان، هیچکس نمیتواند به سکوت و آرامش برسد، و راز عشق حتی بیشتر از راز آتش به پیچیدگی و جذابیتاش معروف است.