نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در گلستان محبت سایه گل آتش است

آبروی اشک خون آلود بلبل آتش است

سوختیم از بی نیازی خرمن صد آرزو

در کف ما برق شمشیر توکل آتش است

حیرت نظاره شوخی حجاب دیده شد

کز فروغ چهره اش آیینه یک گل آتش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و نشان می‌دهد که در دل محبت، آتش و عشق وجود دارد. اشک‌های بلبل و آرزوهای سوخته نیز به عمق این احساسات اشاره می‌کنند. همچنین، زیبایی و نور چهره معشوق به گونه‌ای است که می‌تواند آتش عشق را در دل بیننده برافروزد. در کل، شعر به بیان اشتیاق و زیبایی در روابط عاطفی می‌پردازد.