نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عالم چمن جوش بهار دم فیض است

هر جلوه پنهان نمک عالم فیض است

دارد نظر از برگ گل تربت او مجنون

شادابیش از تربیت شبنم فیض است

در کعبه دل گفت و شنو راه ندارد

کی گوش و زبان همسفر محرم فیض است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های بهار و فیضی که از آن ناشی می‌شود اشاره دارد. عالم چمن بهار را به‌عنوان منبع فیض و برکت می‌شناسد و هر جلوه‌ای از زیبایی‌های آن از همین فیض سرچشمه می‌گیرد. همچنین، از عشق و شادابی که در دل دارد، سخن می‌گوید و می‌افزاید که در کعبه دل، راهی برای گفتگو وجود ندارد، زیرا فهم و درک این فیض نیازمند درجه‌ای از معرفت و آمادگی است.