نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی شهریار

شهریار / گزیدهٔ غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای جگرگوشه، کیست دمسازت؟

با جگر حرف می‌زند سازت

تار و پودم در اهتزاز آرد

سیمِ سازِ ترانه‌پردازت

حیف، نایِ فرشتگانم نیست

تا کنم سازِ دل، هم‌آوازت

وای ازین مرغ عاشق زخمی

که بنالد به زخمهٔ سازت

چون من ای مرغ عالم ملکوت

کی شکسته‌ست بال پروازت؟

شور فرهاد و عشوهٔ شیرین

زنده کردی به شور و شهنازت

نازنینا نیازمند توام

عمر اگر بود می‌کشم نازت

سوز و سازت به اشک من مانَد

که کشد پرده از رخ رازت

چون ننالی؟ که درگرفته چو نی

شورِ شیرین‌‌لبانِ طنازت

چشم من در پی تو خواهد بود

در کجا بینم ای پسر بازت

گاهی از لطف سرفرازم کن

شُکر سروِ قد سرافرازت

شهریار این نه شعر حافظ بود

که به سر زد هوای شیرازت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دارای مضامین عاشقانه و عاطفی است. شاعر به عشق و محبت عمیق خود اشاره می‌کند و از احساساتی چون درد و حسرت می‌گوید. او با تشبیهات زیبایی از ساز و نغمه، ارتباطش را با معشوق توصیف می‌کند. عشق او همانند سازش به صدا در می‌آید و او را به وجد می‌آورد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره کرده و به نیازی عمیق در دل خود اعتراف می‌کند. در پایان، او شیراز را به عنوان نماد عشق و زیبایی معرفی می‌کند.