نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

ناز کن شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس صبوحی / غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ناز کن، ناز، که نازت به جهان می‌ارزد

بوسه‌ای از لب لعلت به روان می‌ارزد

بگشا غنچهٔ لب را بنما بر همه کس

یک شکر خنده که با روح روان می‌ارزد

رخ و زلف و خط و خالت به گلستان ماند

چه گلستان که به صد باغ جنان می‌ارزد

ای صبوحی پس از این جای تو و میخانه

زان که خاکش به همه کون و مکان می‌ارزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت کسی که محبوب است اشاره دارد. شاعر می‌گوید ناز و زیبایی محبوبش به کل جهان می‌ارزد و هر بوسه از لب او به روح و جان می‌ارزد. او خواستار این است که محبوب لبخند بزند و زیبایی‌های خود را نشان دهد، چرا که این زیبایی‌ها به باغ‌های بهشت می‌ارزد. در نهایت، شاعر به اهمیت میخانه و شراب اشاره می‌کند و می‌گوید که خاک این مکان به همه جا می‌ارزد.